تبلیغات
آویهنگ. عکس آویهنگ. هورامان. اورامان. ژاورود. ژاورود غربی - موسیقی هورامی (سیا چه مانه)
بعضی از عناصر موسیقی ما بخشی از فولکلور را تشکیل میدهند چرا که موسیقی کردی، موسیقی بسیار وسیع و پر قدرتی است که میتوان آن را یک موسیقی مدرن معرفی کرد، این موسیقی بر چهار نوع تقسیم میشود؛ نوع اول: موسیقی محلی است که هر سال یکی از ترانه هایش گل میکند و بیشتر خوانندگان آن هم از شهرها سر بر میآورند و نوع دوم آن: موسیقی فولکلوریک است که همراه با مراسم خاص اجرا میشود و نوع سوم: موسیقی بیت خوانی است و بیت یک قسم ادبیات گونه مکری است و عبارت است از سلسله منظومه های حماسی شورانگیز عامیانه کردی که به صورت نظم و نثر نوشته شده و بیت خوانی تقریباً مانند شاهنامه خوانی است و چون اپرا در آن کلام کمتری به کار میرود و حالت آوازی آن بیشتر است و نوع چهارم: ترانه سیاه چمانه یا آهنگ عشقی و غمناک نوع دیگر این موسیقی است که از صداهای مختلف خواننده استفاده میکنند و «صدای گلو» و «صدای سر» و در عین حال هر سه صدای مختلف را در آن ملودی به کار میبرند و این باعث شگفت است، چرا که حتی خواننده های اپرا هم نمیتوانند همانند خواننده های کردی از هر سه صدا استفاده کنند.

 


در کردستان نمونه های گوناگونی از موسیقی محلی وجود دارد که هر کدام بنا به کیفیات جغرافیایی و قومی و مختصات گوناگونی دارند و این گونه موسیقی وابسته به عصر باستان است؛ زیرا کردستان به علت کوه های بلند و صعب العبور و دره های عمیق محفوظ مانده است و ا ز تاثیرپذیری عوامل بیگانه جلوگیری شده است و هنوز در زبان کردی اشعار و ترانه هایی وجود دارد که در ستایش آشوزرتشت و آتشکده های کردستان است و من بر آن شدم ( جدا از توصیف فوق در مورد موسیقی کردی) گوشه ای از دنیای پهناور یکی از موسیقی های باستانی اورامان، ترانه سیاه چمانه را بازگو نمایم.
اورامان منطقه ای کوهستانی است که از طرف شرق به شهر سنندج و از جانب غرب به ناحیه شهرزور در کردستان عراق و از شمال به شهر مریوان و از جانب شرق به جوانرود محدود است. اورمان به دو ناحیه کلی تقسیم میشود. اورامان لهون که بر دامنه غربی کوه شاهو در رشته کوه های زاگرس واقع شده است و اورامان تخت به ناحیه ژاورود که دامنه شرقی کوه شاهو را در برمیگیرد. به عبارتی کوه شاهو، اورامان را به دو ناحیه لهون و اورامان تخت تقسیم میکند.
شهرستان پاوه و شهرهای نودشه و نوسود، روستای کیمنه در استان کرمانشاه متعلق به اورامان لهون و روستاهای اورامان تخت، دزلی، بندول، اسپریز و.. در ناحیه اورامان تخت هستند. بخش شرق ناحیه اورامان تخت که به شهر سنندج منتهی میگردد، ژاورود نامیده میشود.
اورامان تخت و ژاورود در استان کردستان قرار دارند. بخشی از اورامان لهون در خاک عراق واقع شده است که شمال، حلبچه، ته ویله و بیاره در ناحیه شهرزور میشوند. در حدود 5/4 خاک اورامان در ایران واقع است.
اورامان سرزمینی باستانی، دارای فرهنگی غنی، هنری پربار و... میباشد قسمتی از این هنر و تمدن باستانی موسیقی است. مهمترین سند درباره موسیقی اورامان کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم تالیف شمس قیس رازی ( سده هفتم هجری) است که میگوید: خوشترین اوزن فهلویاتست که ملحونات آن را اورامنان میخوانند.
اهل دانش ملحونات این وزنه را ترانه نام کردند و شعر مجرد آن را دو بینی خوانند. طبق گفته قتیس رازی فهلویات یعنی اشعاری را که با آواز خوانده میشده است لحن اورامن، یا اورامنان گفته اند.
عناوین متفاوت آوازها در دو منطقه کردستان، مفاهیم سیاه چمانه ده ره یی، گوشی، چهپله، به زم، اختصاص به موسیقی اورامان را دارند. موسیقی اورامان مطلقاً آوازی است، برعکس در دیگر مناطق، اجرای ساز ضربی یا ملودیک در همراهی با آواز و یا اجرای سازی به تنهایی و بدون آواز رایج است. ملودهای رایج در موسیقی اورامان هر یک به مراسم و شرایط مختلف نشان میدهد گویای مدرن بودن موسیقی اورامان نیز میباشد این مفاهیم بدین قرارند. سیاه چمانه ده ره یی (ده ره یانه) شیخانه، گوشی.
آوازهای مراسم عروسی در اورامان عبارتند از 1ـ یاران یاران 2ـ گه ران 3ـ چه پله، اما سیاه چمانه مهمترین آواز در موسیقی اورامان است.
این آواز در نزد مردم اورامان جایگاه والایی دارد و آن را از کهنترین میراث فرهنگی خویش محسوب می نمایند.
سیاه چمانه این نوای معروف ملی و سنتی کرد که مخصوص اورامانات است در ریتم به شیوه هوره می باشد و خود اورامان نام آهنگی باستانی است ساخته باربد آهنگ ساز مشهور دوره ایران باستان.
سیاه چمانه که 3740 سال پیش برای ستایش و راز و نیاز با زرتشت پیامبر، تولد و جان گرفته است. بعد از 2320 بار خواندن و زنده کردن در زیر بادی سیاه گم شده است.
سیاه چمانه مثل دیگر فرمها از اشعاری فولکلوریک مایه میگیرد. ولی بر خلاف حیران و لاوک مفاهیمی کوتاه و مقطع دارند. هر بیت شعر مستقلاً مفهوم واحدی دارد. از ویژگیهای سیاه چمانه کشش صدا و تراکم امواج صوتی در حنجره و امتداد آن است که میتوان آن را نشانه روح استقامت و پایداری و تداوم در برابر جلوه های سخت زندگی در کوهستان زیبای منطقه دانست.
موسیقی اورامان با ملودی های افسرده و اشعار حزینش راز هزاران سال اندوه را درون خود دارد. رازی که از دیاری کهن، سرزمینی باستانی به نام اورامان و ملتی رنجدیده و زحمتکش به نام اورامی (هه ورامی) سخن می گوید سیاه چمانه اورامان را باید همانند تاریخ قدیمی و باستانی و ریشه فرهنگ و هنر غنی کرد نگاه کرد. ریشه و تمدنی چهار هزار ساله که میتواند هنر باستانی و غنی کرد را به تمام جهان بنمایاند و هنر این ملت را بر حال و آینده نشان بدهد.
سیاه چمانه که توسط «یوسف یاسکه» گرد و غبار مانده بر وری آن پاک شده و همانند یک گوشواره طلایی بر گوش تاریخ کرد آویز شده است. این پیشینه موسیقای اهورایی بعد از «یوسف یاسکه» تنها «عثمان اورامی» است که آن را مجدداً زنده کرده و همانند یک باغبان از این باغ رنگین محافظت کرده و میوه های شیرین از آن چیده است.
سیاه چه مانه ترکیب دو واژه «سیاو» و « چه م» و پسوند «انه» است. سیاو به همان معنای «سیاه» در زبان فارسی می باشد و «چه م» معناهای گوناگونی همچون چشم، رودخانه، بیشه کنار رودخانه، خه م و خمیده دارد. اگر پاره دوم واژه سیاوچه مانه را «چه مان »+ «ه» نسبت در نظر بگیریم «خم شدن» معنا می دهد. بنابراین عنوان این آوا می توان سیاه چشم، رودخانه سیاه و یا خم شدن سیاه (خمیده ناشی از غم و اندوه) معنی کرد. رابطه آن با آواز به درستی معلوم نیست. مضمون متن سیاه چمانه را معمولاً وصف طبیعت و غم هجران و فراق تشکیل میدهد. سیاه چمانه دارای متر آزاد است.
امروز در مراسم خاص اجرا نمی شود می تواند در شرایط گوناگون اجرا گردد. در مورد واژه سیاو چه مانه و خاستگاه آن نظرات متفاوتی ارائه شده است.
از جمله سیاه چمانه را «جامه سیاه» معنی کرده اند یعنی پاره دوم آن را «جه مان + ه نسبت» فرض کرده اند و همان معنای «جامه» در زبان فارسی را از آن استنباط کرده اند.
یکی از خوانندگان این نوا وجه تسمیه سیاه چمانه را به این آواز چنین نقل کرده است که آن چنان که روایت شده است. سیاه چمانه را اولین بار در حضور پیر شالیار ( که به روایتی از مغان زرتشتی بوده) اجرا شده است. وی در هنگام اجرا احتمالاً جامه سیاه به تن داشته و یا دستار وی سیاه رنگ بوده است. همچنین آن را آوازی در وصف سیاه چشمان دانسته اند؛ زیرا معنی سیاه چشم نیز می دهد. احتمالاً سیاه چمانه را بتوان به معنای خم شدن، چنبر زدن به دلیل سوگواری معنا کرد. همچنان که مراسم «چه مه ر» چنین مفهومی را دارا است. در لرستان مراسمی به نام چه مه ر برگزار می شود که مراسم آئینی سوگواری است ملودی که با دهل و سرنا در این مراسم نواخته می شود «چه مه رانه» یا « چه مه ریانه» نامیده می شود.
همجواری دو منطقه لرستان و اورامان و تشابه عنوان سیاوچه مانه و چه مه ر در تکرار واژه چه م در هر دو با توجه با آنچه گفته شد احتمالاً ارتباط آنها را به هم قوت می بخشد.
با توجه به لحن اندوهگین و خصوصیات ملودی آواز سیاوچه مانه و تقدس احترام آن در نزد مردم اورامان این آواز را احتمالاً مرتبط با مراسم آئینی، مذهبی میکند که به تدریج فراموش شده است.
در حال حاضر سیاه چمانه انواع زیاد دارد و به انواع مختلف هم خوانده میشود به عنوان مثال سیاه چمانه عروس آوردن که به نام باده باده می باشد. و آوازی مخصوص به خود دارد.
سیاه چمانه عروسی (شادی) که یک نوع تیر و آواز است و به آن گفته میشود به زم و گیلای که آوازش نوعی خواندن مردمی است، برای به استقبال رفتن و شروع کردن شادی و عروسی.
سیاه چمانه چه مه ریی و شیون و زاری، که این نوع آوازی بخصوص دارد و مردم را برای شیون و زاری کردن دعوت می کند (قورپیوان)
نوعی دیگر از سیاه چمانه، سیاه چمانه سحریست، که این نوع هم آوازی بخصوص دارد و مردم را از خواب بیدار می کند و آگاه کردن و خبردار کردن مردم و دعوت کردن آنها برای کار و تلاش، روزکاری تازه در یک زندگی تازه.
سیاه چمانه شیخانه، این هم نوعی آواز دارد برای مجالس عرفانی، سیاه چمانه آمدن بهار از انواعی دیگر مانند سیاه چمانه مرثیه خواندن، سیاه چمانه شروع کردن جنگ، سیاه چمانه خورشیدگرفتگی و ماه گرفتگی و...
از خوانندگان مشهور این نوا «عثمان اورامی» است که متاسفانه اکنون خاموش است و سالهاست مردم در اورامانات در آرزوی شنیدن صدایش در رنج هستند و از دیگر خوانندگان این نوای باستانی می توان به 1ـ محمدحسین کیمنه یی 2ـ جمیل نوسودی 3ـ فتح الله امینی 4ـاسماعیل نودشه ای  عمر باینگانی و... اشاره کرد.
آری سیاه چمانه خود از رنج و درد ملتی سخن می گوید، از مردمی و سرزمینی که دارای تمدنی با ارزش و تاریخی، فرهنگی غنی و آداب و رسومی ویژه و زیبا وصف ناشدنی دارند. سیاه چمانه اورامان خود گویای حقیقتی است که میخواهند آن را نادیده بگیرند؛ اما با وجود هزاران سال نه سیاه چمانه، بلکه خود اورامان نیز زنده است و با تمدنش پایدار مانده و خواهد ماند و ما هر چه از اورامان، از تمدنش، از موسیقیش و از داشتهای آن بگوییم، کم گفته ایم و هر چه از اورامان و موسیقی بگوییم و بنویسیم، همچون نگرش یک دلداده به دلدار است و چنین گفتاری را پایان پذیر نیست.