سابقهُ تاریخی و قدمت آبادی آویهنگ:

اینجانب(محمد صالح سعیدی)راجع به تاریخ بنیاد آبادی آویهنگ موفق به کسب اسناد و مدارک مدَونی

نشدم امَا در حفاری هایی که جهت خانه سازی و غیره انجام گرفته است،سفالها و استخان های فرسوده و آثار قدیمی

که در دل زمین یافت شده اند دال بر قدمت آبادی می باشند، همجنین وجود زمین های کشاورزی متروکه آثار جوبهای

آب رسانی کهنه و قناتهای بسیار قدیمی و کاریزهای سنتی زیر زمینی که در اطراف آبادی آویهنگ موجود و یا پیدا

شده اند همگی نمایانگر سابقهُ تاریخی آبادی و نشانهُ کار و فعالیَیت کشاورزی و دامداری گذشتگان آن می باشد.علاوه

بر این،آنچه که افراد مسن سینه به سینه و نسل بعد از نسل از گذشتگان خود شنیده و به آن رسیده اند این است که:

تاریخ تأسیس آبادی به قبل از ظهور اسلام می رسد،همچنین بنا بر گفتهُ آنان تاریخ بنای مسجد جامع کنونی آبادی به

دوران خلفای راشدین بر می گردد،و از جهت دیگر مشهور است که بناس آن قبل از ظهر اسلام وجود داشته و آتش کده

بوده است و در زمان خلافت عمربن خطاب که اعراب مسلمان به غرب ایران و به مناطق تحت تسلط اکراد حمله ور شدند

و به طر کلی غرب کشور را به تصرف در آوردند ساختمان آتشکدهُ آویهنگ را تبدیل به مسجد نمودند و اکنون یکی از

ستونهای آن به نام ستون عبدالله بن عمر-رضی الله عنهما-مشهور می باشد و بالای ستون نام عبدالله نوشته سده است

این ستون در گذشته پیوسته با پارچه ای سبز رنگ پیچیده شده بود امَادر حال حاضر آن را با رنگ سبز،رنگ آمیزی

کرده اند و افراد مسن از قدیم الاُیَام تا کنون به آن تکیه و نزده نمی زنند،بلکه همیشه مورد احترام و اکرام خاصی

بوده و می باشد.

باید دانست که مسجد آویهنگ در طول تاریخ چندین بار به وسیلهُ افراد خیَر و ذی نفوذ و با خود یاری مردم مؤمن

آبادی،تعمیر و تجدید بنا شده است به ویژه در دورهُ قاجاریه قبل از جنگ جهانی اوَل توسط فردی خیَر و ثروتمند

آبادی به نام (محمود) تعمیر کلَی و اساسی شد ضمن توسعهُ آن به صورت 2 طبقه در آمد و مساحت کلَی زیر بنای

طبقهُ اوَلآن به حدود (400) متر مربع رسد و در داخل هر طبقه 6 ستون می باشد،رو کار جلوی مسجد

و منارهُ آن به طور کلَی از جنس آجر می باشد و طرح و نقشهُ ساختمان مسجد اعم از خود مسجد و نمای بیرونی

آن و مناره و حجره هایش بسیار جالب می باشد و در نهایت استحکام و در نظر گرفتن اصول بهداشتی و فنون معماری

بس زیبایی ساخته شده است.

علاوه بر اینکه عرض دیوار طبقهُ اوَل مسجد در حدود 1 متر و شصت:(1/60) سانتیمتر می باشد باز به خاطر استحکام

هر چه بیشتر و پیش بینیهای احتمالی،در داخل دو دیوار شرق و غرب آن در زیر سر هر یک از به اصطلاح

(حمال)های مسجد ستونی بسیار محکم و با قطر بزرگی همچون ستونهای داخل آن نصب شده است،به گونه ای که در داخل

دیوار پوشده و پنهان می باشند.

بعد از تعمییر دوَم و تکمیل آن در سال1321.ه.ق.انجام شد،در بالای دروازهُ مسجد و در کنار تاریخ تعمییر آن ای شعر به

چشم می خورد:

یا رب طرفه صو معه چه خوش است روَح الله بانیها

و امَا طبقهُ دوَم که مشهور است به (ایوان مسجد)دارای شش ستون می باشد و بالای هر یک از ستونها با چوب بری

مخصوص بالای ستون مزَین گردیده به گونه ای در اطراف هر یک از بالای ستونها با خط بسیار زیبا و هنروندانهُ

حاج علی معروف به (بابا علی) به شکل کنده کاری جملهُ _بسم الله الرحمَن الرَحیم) و جملهُ (لا إله إلاَ الله و محمد

رسول الله ) و هم چنین اسامی خلفای راشدین:ابوبکر،عمر،عثمان و علی-رضی الله عنهم- چند جملهُ عرفانی نوشته

شده است.

در فصل تابستان به سبب گرمی هوا نماز جمعه در این طبقهُ دوم -که مشهور به ایوان مسجد است-برگزار می شود

اما در گذشته و در فصل پاییز گردوهای مسجد در آن انبار می شوند به تدریج توسط متولیان مسجد به فروش می رسد.

نا گفته نماند نقل می کنم:هنگامی که روس ها در جنگ جهانی اوَل در سال1914 میلادی که وارد این آبادی شدند

و آن را کاملاًً تحت کنترل خود در آوردند.ابتدا قسمسی از مسجد را آتش زدند،امَا بعد از این که آن را جایی وسیع

و مناسبی برای سکونت خود دانستند،آتش را خاموش کردند و خود در طبقهُ بالا و حجره هایش قرار گرفتد و بی

شرمانه اسبهای خود را در طبقهُ پایین قرار داند و کلیهُ کتب و قرآن های داخل مسجد را سوزاندند و بیرون ریختند

و بیشتر مردم فراری و آواره شدند،(محمود)که با هزینهُ خود مسجد را تعمیر نموده بود همراه مردم آواره شد و در

حال گریستن خطاب به آنها گفت(خوشا به حال شما که فرزندانتان را همراه خود آورده اید و از شَر آسبهای روس

رهانیده اید اما تنها فرزنده من که مسجد باشد درآبادی ماند و طعمهُ خرابی و بی احترامی روسها شد.)

البته نا گفته نماند:خود محمود فرزند نداشت و بلا عقب بود،لذا بعد از تعمییر مسجدجامع،تمامی دارایی و املاک

خود را وقف مسجد نمود.

این نکته شایان ذکر است که:(محمود) در حین تعمییر مسجد جامع آویهنگ و در داخل مسجد و در گوشهُ شمال

شرقی صحن آن،اطاق کوچکی برای محل دفن خود ساخت،اما پس از حملهُ روسها به آبادی و آواره شدن او

همراه دیگران،سر انجام در نزدیکی آبادی(نه سه نار) فوت کرد و در پشت آبادی به خاک سپرده شد.

بااید توجه داشت که بعد از حملهُ روسها و دنبال فوت محمود،چند بار دیگر مسجد جامع تعمیر گردید،

تا اینکه اخیراً سازمان میراث فرهنگی استان کردستان اگر چه سالها بور این مسجد را به عنوان یکی از میراث

فرهنگی و آثار قدیمی می دانست امَا سر انجام در سال 1382 .ش.طی مراسم خاصی در ردیف میراث

فرهنگی تحت شمارهُ 9612 به ثبت رسانید سپس آن را تعمییرات اساسی کرد امکانات رفاهی و بهداشتی

در هر 2 طبقه بوجود آورد و اطاق محل دفن (محمود) را خراب کرد و به صحن مسجد اضافه نمود.

همچنین حوض بزرگی در گذشته و به صورت سنتی در حیاط مسجد ساخته شده بود؛به طور کلَی پر و دفن گردید.

این حوض،به شکل مستطیل و به طول 4/5 متروبه عرض 3 متر عمق حدودیک متر بوده در وسط آنسنگ سوراخ دار

استوانه ای شکلی به عنوان فواره و به صورت عمودی نصب شده بود که آب از سوراخ آن به بیرون فوران می کرد.

اکنون در کنار این حوض پر شده و دفن گردیده و در مقابل ضلع شرقی مسجد،چند شیر آّ سرد و گرم جهت گرفتن وضو

و رفع سایر نیازها نصب گردیده و مورد استفادهُ همگان به ویژه افراد نماز گزار قرار می گیرد. امَا حوض خلوت یا

غسل خانه که در شمال حیاط مسجد و در داخل چهار دیواری زیر حجره ها قرار داد به همان حالت سنتی و قدیمی

باقی مانده و هیچ گونه تغییری در آن حاصل نشده است و همچون گذشته کم و بیش از آن استفاده می شود.

منبع:کتاب آویهنگ آداب و رسوم مردم ژاورود و اورامان

تألیف:محمد صالح سعیدی

نوشته شده در تاریخ شنبه 4 دی 1389    | توسط: شهاب حیدرزاده    | طبقه بندی: سابقه تاریخی آویهنگ،     |